در نخستین وادی رم کرد و گریخت.
از اسب افتادم و اصلم،
با خیال خام وصل تو بهم آمیخت.

|
در پشت این دیوار که هر روز از نفرت آبیاریش میکنی تا به آسمان برسد.
کاش میدانستی یک نفر بی خورشید میمیرد
به فکر شکستنم مباش من حقارت خویش را در آیینه ی چشمانت دیده ام. به فکر شکستنم نباش. آیینه ها پیشتر مرا شکسته اند
شمع و پروانه را بگذر که در این عصر رایانه تو در اندیشه ی آنکه بکشی ویروس عشقم من بلاگم پاک کردم تا که این ملت نپرسند در عوض بلاک کردی تا نبینم توییت هاتو تو گذاشتی عکست فیسبوک و مرا هلاک کردی فیس بوک تابلو بود آبجی،عکستو بذار فرندفید تیری دی مکس دلت رو آپلود کن توی توییت پیک من تو بالاترین حتی سخن از عشق تو گفتم سخن از عشق تمام که روت زیاد میشه دوباره نتیجه ی یک ساعت و نیم کلاس حسابرسی:دی
شب هنوز تاریک است.و دل من در پی فانوسی،که به اشتباه خویش افتاد و خاموش شد.تاوان اشتباهی کوچک،زیستن در سایه است.
یک دل اسیر کویر سوزان یک دل دچار روزمرگی باران روزگار غریبیست نازنین
گاهی دلم به حال این دیوار میسوزد
جرمت این بود که خیابان جای عشق به کودکان درس نزاع آموخت. حال به جای خیابان بمیر
آرشه یادت،بر رشته های احساسم میلغزد و شعری جان میگیرد
روزی که رفتی،از نو متولد شدم. چرا که لازمه ی ققنوس بودن،زاییده شدن از خاکستر خویش بود. اما افسوس... هیچکس نگفته بود بعد از تو بالی برای پرواز نخواهم داشت. کاش همان بادی که پشت سرت وزید،خاکستر مرا با خود برده بود. پ.ن:مرسی آتیشپاره عزیز که همیشه لطف داری |
About
و مرا غصه ي اين هرگز كشت Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 Specific
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
|